بانوی رنگها
The Lady of Colours
در کبک دههٔ چهل، یتیمان یا کودکان رهاشده در یک بیمارستان روانی عظیم که کودکان را قفل میکردند، بهدنبال فرار از این جهان ستمگر، دنیای موازی خود را میسازند: زیربنای مؤسسه که در آن با شبکهای از تونلها، گروهی مستقل با آیینها و طلسمهای خود را بنیان میگذارند. دختری جوان به نام آگنس بر این دنیای زیرزمینی فرمانروایی میکند که بزرگسالان به نظر میآیند آن را تحمل میکنند.