اشتیاق
Longing
ا葵نا در مزرعه ای دورافتاده زندگی میکند. در شب طوفانی، مهندس هیدرولیک زیگارت در خانهاش درِ او را میزند پس از این که ماشینش در گل گیر میکند. هرچند آشیانا عاشق زیگارت میشود، تصمیم میگیرد با نامزدش متیاس ازدواج کند. او از احساسات واقعی خود نسبت به عروس آیندهاش نمیتواند پنهان کند و در شب پیش از عروسی، متیاس با ناویستی همراهی برای کاروان میبرد — با عاقبتهایی کشنده.