خط داستانی
برلین شرقی، ۱۹۶۱، کمی پس از ساخت دیوار. کنراد، سوفی و سه نفر از دوستانشان برنامهریزی میکنند تا بهطور جسورانهای به آلمان غربی فرار کنند. این تلاش موفقیتآمیز است، به جز کنراد که در آنجا میماند. از آن زمان به بعد و به مدت ۲۸ سال، کنراد و سوفی سعی خواهند کرد دوباره یکدیگر را ملاقات کنند، با وجود پرده آهنین. کنراد که به یک اخترفیزیکدان مشهور تبدیل شده است، سعی میکند از کنگرههای علمی خارج از آلمان شرقی برای ترتیب ملاقات با سوفی استفاده کند. اما در کشوری که پلیس سیاسی، استاسی، حرکات همه افراد مشکوک (مانند خواهر کنراد، باربارا و شوهرش هارالد) را زیر نظر دارد، حفظ حریم خصوصی، ایدهها و احترام به خود تبدیل به یک مبارزه خستهکننده میشود، حتی در حالی که بلوک شرقی شروع به فرایند طولانی انحلال خود میکند.