نُورتای گمراه
Vortex
در آینده ای نزدیک آمار جنایت به بالاترین سطح می رسد و دولت با زندانی تازه ای به نام ورتاکس با این روند مقابله می کند وینسنت بی گناه به آنجا فرستاده می شود زیرا مردی را در دفاع از خود کشته است در ورتاکس همه باید جرم خود را مکرر مرتکب شوند اولین قربانی وینسنت همسایه اش کارل است