خط داستانی
روز گرمی در شهر ساحلی. مارینا و خانوادهاش برای شب کریسمس دور هم جمع میشوند دور از شهر. همه چیز به ظاهر عادی است، آتشبازیها، بچهها بازی میکنند و مادر آشپزی میکند، اما هیچکس نمیداند که مارینا با پسرعمویش اشتیاقی دارد و شاید امشب فرصت پیدا کند تا این تمنا را برآورده سازد.