خط داستانی
بیلمار، بازیکن فوتبال آماتور با استعداد به شهر زادگاهش بازمیگردد پس از اینکه شغلش را از دست داده است. در آنجا، مالک تیم محلی، اوبراس سانتا، به او موقعیت آغازین تیم و همچنین شغلی در کارخانه تشک خود را پیشنهاد میدهد. به مدت کوتاهی بیلمار با دختر نوجوان مالک عاشق میشود و روابطی داغ آغاز میشود.