آفتابگردانهای کور
The Blind Sunflowers
اورنس، اسپانیا، ۱۹۴۰، درست پس از پایان جنگ داخلی. هر بار که النا درب خانهاش را قفل میکند، او و فرزندانش نگهبانان وفادار یک راز مقدس میشوند: ریکاردو، شوهرش و پدرشان، در خانه پنهان شده و سعی دارد از تعقیب سیاسی وحشیانه پیروزها فرار کند، کسانی که مانند حیوانات وحشی شکار میکنند و آنهایی را که در این نبرد خونین و تراژیک شکست خوردهاند، زندانی یا اعدام میکنند…