خط داستانی
نیکلِس، مؤسس کیک در میانسال، در آستانه فروپاشی اعصاب است زیرا کارخانهاش در آستانه ورشکستگی است. همسرش السِه با احضار دخترشان جین و همسرش جانی از خانه، سعی میکند کارخانه را نجات دهد؛ آنها پیشنهاد میکنند که کارخانه بهطور جامع مدرنسازی شود تا کیکهای سالم تولید شود. نِیلس نمیتواند با این فرایند مدرنسازی کنار بیاید و در عوض عاشقِ خیلی شدید با منشیِ جدید کارخانه به نام زیناب میشود.