خط داستانی
این داستان دو برادر با خلق و خوی متفاوت در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان در دهه هفتاد رخ می دهد. برادر بزرگ جلیل کارمند پستی است که نگهداری زنبور را به عنوان سرگرمی دارد. برادر کوچک سیمرغ ذاتا ماجراجوتر است و می تواند به دنبال هدف هایش برود نه اینکه تنها رویایشان را بپروراند. جلیل یادآوری ماندگار دارد که روزی در کودکی مادرش که با سیمرغ باردار بود او را به سونا زنان برده بود. هنگامی که هر دو برادر عاشق همان دختر زیبا می شوند اختلافاتشان دوباره آشکار می شود.