به نام یک مزاح ۳
In the Name of a Prank 3
دیمنستر اکنون دیتمیری است که به عنوان مدیر یک نمایشگاه خودرو کار میکند پسرش دیا میبالد زندگی خانوادگی برای مزاح ها مناسب نیست دیمنستر به افسانههایی که پدر شبها به پسرش میگوید بازگشته است اما صومعه دوباره بیقرار است چهار کودک از یتیمخانه به آنجا میافتند دو خواهر و دو برادر دَاشا بزرگترین از همیشه تلاش میکند تا فرار خانوادهای از یتیمخانه را سازمان دهد و دوباره گرفتار میشوند اما این بار نقشهای برای دزدی میکشند و باید با تنبیه روبهرو شوند کارآگاه با مسئولیت خودش تصمیم میگیرد آنها را به صومعه به پدر آنتودلی برای بازپروری بدهد اما گروه کوچک و جسور آنقدر محکم است که بیشتر از دیمنستر و ساتشایا چورنیا میمانند