خط داستانی
ویکتورییا زن موفقی است؛ در زندگی کاملاً برنامهریزیشدهاش جایی برای هرجومرج ندارد، بهویژه برای مردان. در آستانه عقد قرارداد بزرگی با سرمایهگذاران از امارات است، اما شریکان عرب او میگویند مردی که خانواده دارد شرف دارد. او قرارداد را از دست نمیدهد و همکارش رومان را به جای نامزدش جا میزند تا در دبی قرارداد ببرد، بدون اینکه رابطه دروغینشان را فاش کند.