خط داستانی
فرانسه، ۱۹۶۳. از کودکی ناتاشا به آزادی و ماجراجویی سنگ می زند. رویا او به نام مهماندار هواپیماست. او شیفته زنانی است که جهان را می پرند، بدون تعهد، بدون شوهر، و بدون آشپزی. با وجود تمام تلاشی که می کند، ناتاشا با رویای دنیای واقعی که یک مهماندار هواپیما در آن زمان بود جور در نمی آید. او بیش از حد یا کم است... هر چه باشد، آن را ندارد!