خط داستانی
دخترِ مهر و گُلْسَن با پسر Basri و خانواده هایشان به شام دعوت می شوند تا خبر خوشی را به اشتراک بگذارند. پس از شام، اخبار را اعلام می کنند و همه به جز مهیر خوشحالند. گُلْسَن میخواهد چِیگدم را به خانه آورَد تا در زمان بارداری از او مراقبت کند، اما مهیر ممانعت میکند. دو خانواده دوباره به خانه فرزندها میروند. Basri قصد دارد خانهای برای فرزندانش بسازد تا نزدیک او زندگی کنند، اما مهیر با اصرار گُلْسَن مخالف است. با این حال فرزندان از ساز منِی نفع میبرند و به دلیل همکاری مشترک خانه ای را اشغال کردهاند.