خط داستانی
کلارا و دو فرزند پسر خود از شوهر آزارگر فرار میکنند و با خودرو و برنامهٔ آغاز دوباره در نیویورک روبهرو میشوند. پس از بهدست آوردن ملزومات، با آلیس آشنا میشوند که آنها را به پناهگاه اضطراری میرساند. در حین دزدیدن غذا از رستوران روسی به نام «کاخ زمستانی»، کلارا با مارک آشنا میشود که فرصت یافت تا به این رستوران قدیمی کمک کند تا شکوه پیشین خود را باز یابد. کاخ زمستانی بهزودی به مکانی برای برخوردهای ناگفتهٔ انسانهایی که در بحراناند تبدیل میشود.