خط داستانی
سال ۱۹۶۱ است. جکی بومبری چشم آبی دارد. خانهاش پر از افسران پلیس است. شوهرش، ترا، در اتاق دیگر صحبت میشود. یک مشاور خانوادگی برای صحبت با جکی درباره رابطهاش با شوهر و اینکه او سفید است و شوهرش سیاه است وارد میشود. اما همه چیز آن است که نورهای عجیبی که او و شوهرش دیشب دیدند.